ادهم عزلتى خلخالى

7

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )

مقدمه : [ لزوم شناخت اصول دين ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ابتدا مىكنم به نام خداى سزاوار پرستش و نيك‌بخشاينده است بر خلق در دار دنيا به وجود و حيات ، يا روزىدهنده است ايشان را به شرط جان و بخشنده است بر ايشان به بقا و محافظت از آفات ، و يا آمرزنده است ايشان را به شرط ايمان در سراى عقبى . شيخ مرحوم مىفرمايد كه اين باب يازدهم است از كتاب مذكور كه ده باب آن در فروع و دعوات است ، و اين باب در بيان چيزى چند است كه واجب عينى است دانستن آن بر هر مكلّفى از معرفت اصول دين . و مكلّف كسى را گويند در شرع كه اگر مؤنّث است با عقل به نه سالگى برسد يا بر زهار او مو برويد يا محتلم گردد ، و اگر مذكّر است با عقل به پانزده‌سالگى برسد يا بر زهار او مو برويد يا احتلام شود . بدانكه اجماع كرده‌اند همهء علما بر واجب بودن شناخت حق‌تعالى و صفات ثبوتى و سلبى وى ، و شناخت آنچه صحيح است بر وى و آنچه ممتنع است از وى از افعال ، و شناخت نبوّت پيغمبر و امامت و حقيقت قيامت ، همه به دليل نه تقليد . و دليل چيزى را گويند كه لازم آيد از دانستن آن چيزى ديگر ، اعمّ از آنكه عقلى باشد يا نقلى . و ليكن قاعده‌اى را در اينجا مرعى بايد داشت ، و آن اينست كه هرچه را كه ثبوت نقل موقوف است به ثبوت آن ، مثل قدرت حق‌تعالى ، جائز نيست اثبات آن به نقل و الّا دور لازم آيد ، بلكه به عقل اثبات آن بايد كرد ، و هرچه را كه به سبب آن به عقل و نقل هر دو مساوى است ، مثل زنده كردن حق‌تعالى بار ديگر غير مكلّف را كه نه مستحقّ ثواب بود و نه مستحقّ عذاب ، به عقل اثبات آن نشايد كرد ، بلكه آن را به نقل بايد اثبات كرد ، و هرچه نه چنان بود و نه چنين ، مثل وحدانيّت حق‌تعالى ، جائز است اثبات آن هم به عقل و هم به نقل . و تقليد كه مذموم است و معتبر نيست عبارت است از حكم كردن بر چيزى به نفى يا اثبات بىدليلى ، حكم جازم غير ثابت كه به تشكيك مشكّك زائل شود . پس ناچار است در اينجا از ذكر كردن چيزى چند كه ممكن نيست جهل آن بر هيچ‌يك از مسلمانان ، يعنى محال است كه كسى مسلمان باشد و آن را نداند . و هر